خانه ای بر فراز رؤیا فقط یک رمان نیست؛ تجربه ای است که تا مدت ها با خواننده می ماند. این رمان با نثری خوش خوان و پُر از احساس نوشته شده؛ جملاتی که فضاسازی می کنند و حال وهوایی خلق می کنند که حتی پس از بستن کتاب هم رهایتان نمی کند. خانه و چشم انداز ساحلی نقشی محوری در روایت دارند و به نوعی تبدیل به شخصیت می شوند. داستان با ریتمی آرام و قابل تأمل پیش می رود و تمرکز اصلی اش بر کشف تدریجی حقیقت، تنهایی، سوگواری و تأثیر گذشته بر هویت فردی است. نویسنده بیش از خلق حوادث هیجان انگیز، بر وا کاوی شخصیت ها و حس تعلیق روانی تکیه دارد. عنصر رازآلودگی همواره در داستان حضور دارد، اما هرگز به هیجان سازی سطحی تبدیل نمی شود. اگر به دنبال کتابی هستید که با دقت نوشته شده، ارزش دوباره خوانی دارد و به شکلی نامحسوس در ذهن و قلب شما ریشه می دواند، خانه ای بر فراز رؤیا رمانی است که نباید از دست بدهید. در پی وقوع سونامی و زلزله ای ویرانگر، پیرزنی عجیب اما مهربان به زنی که از دست همسر بداخلاقش فرار کرده، و دختری یتیم و جوان پناه می دهد. این خانواده ی تازه شکل گرفته، در خانه ای گمشده که بر فراز دماغه ای زیبا مشرف به دریا قرار دارد، سرپناهی برای خود می یابند، و اینجاست که با افسانه های محلی آشنا می شوند: از زنی به شکل روباه که در کوهستان ها پرسه می زد، تا شیطانی به نام آگامه و ماری آبی که از غم و ترس مردم شهر تغذیه می کرد، اما وقتی رویدادهایی عجیب و شوم در شهر رخ می دهد، این سه نفر به بدترین احتمال فکر می کنند: نکند زلزله دوباره آگامه و مار دریایی را در دنیا رها کرده باشد؟