داستانی پر از احساسات، ماجراهای جذاب، و تحولات ناگهانی به نظر میرسد. سارا گادرفری، با تمام موانع و پیچیدگیهای زندگی، در تابستان تصمیم به نق زدن به خود و ایراد گرفتن از زندگی اش گرفته است. این روند از لحظات شاد و خوشحالی تا لحظاتی از غم و گریه تغییر میکند، و او نمیتواند دلیل این تغییرات را درک کند.
یک جنبه جالب از داستان این است که علاقه و توجه چارلی، برادر معلول ذهنی سارا، نقش مهمی در زندگی او ایفا میکند. احتمالاً این علاقه و ارتباط جدید باعث میشود که سارا نگاهی عمیقتر به زندگی خود داشته باشد و به جستجوی برادرش بپردازد.
همچنین، وارد شدن به جزئیات داستان از طریق جو ملبی، که احتمالاً از سوی سارا متنفر بوده ولی در نهایت برای پیدا کردن چارلی به او کمک میکند، میتواند تغییرات بزرگی در داستان ایجاد کند.
داستان به نظر میرسد تازه و مهیج باشد و درگیر کننده برای خواننده که مشوق ادامه خواندن باشد.