اگرچه ریچارد رورتی و جیانی واتیمو از سنتهای فکری متفاوت و متمایز سرچشمه میگیرند، اما در نقد سنت متافیزیکی متحد هستند. چالش هایی که آنها مطرح می کنند فراتر از فلسفه است و مستلزم بازنگری در مبانی اعتقاد به خدا و زندگی دینی است. آنها تأکید می کنند که رد حقیقت متافیزیکی مرگ دین را ضروری نمی کند. در عوض راههای جدیدی برای تجسم دینی بودن میگشاید - راههایی که بر خیریه، همبستگی و کنایه تأکید دارند. این همکاری منحصربهفرد، که شامل گفتوگوی بین دو فیلسوف است، نه تنها بهخاطر تلفیق پراگماتیسم (رورتی) و هرمنوتیک (واتیمو) بلکه به دلیل شناخت محدودیتهای اعتقاد مذهبی سنتی و سکولاریسم مدرن قابل توجه است.
رورتی در «آنتیکلریکالیسم و الحاد» به بحث واتیمو یعنی باور میپردازد و استدلال میکند که پایان متافیزیک راه را برای دینی ضد ذاتگرا هموار میکند. تصور رورتی از دین، که با انگیزه های خصوصی تعیین شده است، برای ایجاد وعده انجیل طراحی شده است که از این پس خداوند بشریت را به عنوان یک خدمتکار، بلکه به عنوان یک دوست در نظر نخواهد گرفت. در «عصر تفسیر»، واتیمو، که هم یک کاتولیک معتقد و هم منتقد مکرر کلیسا است، تطابق شگفتانگیز مسیحیت و هرمنوتیک را در پرتو انحلال حقیقت متافیزیکی بررسی میکند. همانطور که در هرمنوتیک، تفسیر در مسیحیت مرکزی است، که جهان را با اصل درونی آشنا کرد و تجربه واقعیت عینی را در "گوش دادن و تفسیر پیام ها" منحل کرد.
گفت و گوی پر جنب و جوشی که این جلد را با مدیریت و ویرایش سانتیاگو زابالا به پایان می رساند، آینده دین را همراه با جنبه های سیاسی، اجتماعی و تاریخی که مشخصه جهان پسامدرن، پست متافیزیکی و پسا مسیحی معاصر ما است، تحلیل می کند.