در داستان "نجات مارگریتا" نوشتهی لوییس لوری، نویسنده به وقایع واقعی مرتبط با زندگی در دانمارک در سال 1943 پرداخته است. داستان به تصویر کشیدن زندگی دو دختر، آنه مری جوهانسن و الن روزن، در دانمارک اشغال شده توسط نازیها میپردازد. این دو دختر عازم مدرسه میشوند و زندگی در آن شهر را در زمان صلح تجربه میکنند، اما با ورود نیروهای نازی، وضعیت تغییر کرده و یهودیان در معرض خطر جان قرار میگیرند.
تا زمانی که نیروهای آلمانی شروع به جابهجایی یهودیان در دانمارک میکنند، خانوادهی آنه مری تصمیم میگیرند دوست صمیمی آنهها، الن روزن، را پنهان کرده و از دید نازیها مخفی کنند. این تصمیم به الن میدهد فرصتی برای انجام یک مأموریت خطرناک به منظور نجات دوستش، الن، پیدا کند. داستان بازگویی از ماجراهای پیچیده و خطرناک این مأموریت را به تصویر میکشد و در کنار آن به زندگی روزمره و چالشهای زندگی در زمان جنگ اشاره میکند.