کتاب « رویاهای صادقانه ی سیمون ماشار» نوشته « برتولت برشت» توسط انتشارات نیماژ منتشر شده است.
یک روز به همراه همسرم و بچه ها دور دریاچه سفید قدم میزدیم که در ضلع شمالی دریاچه خانهایی قدیمی با یک بالکن عریض نظرم را جلب کرد. چند لحظه ایستادم و محو آن خانه و باغ شدم، به همسرم گفتم: چه منظرهایی! چه جای دنجی، چه کیفی دارد آنجا بنشینی، قهوه بنوشی و بنویسی، از آنجا هرچه که ببینی و هرچه که بنویسی زیباست، شاعرانه است!
چند روز بعد داشتم با اتومبیلم از خیابان پشت دریاچه و درست از پشت همان ساختمانهای قدیمی بهسمت خانه میرفتم که به نکتهی بسیار عجیبی برخورد کردم! راستش در گفتن احساس آن لحظه ناتوانم، گاز دادم، از آن ساختمان قدیمی تا خانهی ما حدود پانصد ششصد متر فاصله بود، رسیدم، ماشین را پارک کردم بهسرعت رفتم بالا و به همسرم گفتم عجله کن، میخواهم چیزی به تو نشان دهم، بعد دواندوان رفتیم و مقابل خانهی برتولت برشت ایستادیم! گفتم این خونه رو یادته؟ که از سمت دریاچه بهت نشون دادم؟! این خانه همان خانهایی بود که برشت تا قبل از فرار در آنجا زندگی کرد و بسیار نوشت.
برتولت برشت در 10 فوریه 1898 در آگسبورگ به دنیا آمد. حتی در دوران دانش آموزی با متن هایش تحریک آمیز بود و به عنوان یک دراماتورژ جوان اولین موفقیت خود را در کامرسپیله مونیخ جشن گرفت که جایزه کلیست (1922) را برای او به ارمغان آورد. اما برشت به برلین نقل مکان کرد و در آنجا با کرت ویل و دیگران کار کرد. برشت در سال 1933 مجبور شد آلمان را ترک کند، عمدتا به دلیل اندیشه های مارکسیستی در رساله ها، نمایش ها و شعرهایش. هنگامی که در سال 1947 بازگشت، آثار جدید شگفت انگیزی از تبعید را با خود آورد، مانند «زندگی گالیله».