در رمان "ملت عشق"، داستان به دو روایت موازی تقسیم میشود. الا روبنشتاین، که یک ویراستار کتاب به نام "کفر شیرین" است، در حین مطالعهاش با داستان شگفتانگیز مولانا و شمس تبریزی در قرن سیزدهم آشنا میشود. او با خواندن این کتاب، درگیر دنیای پر از عشق، عرفان، و حکمت مولانا میشود و زندگیاش تحت تأثیر قرار میگیرد.
در همین حین، الا شخصاً با مشکلات زندگی خود در قرن بیستم مواجه است. او به دنبال درک بهتر از مفاهیم عشق و زندگی است و در این سفر، او با مسائل شخصی خود درگیر میشود. همچنین، تداعیها و شباهتهای بین زندگی شخصی او و داستان مولانا به وضوح آشکار میشوند. عزیز زاهارا، همانند شمس تبریزی، نقشی تحولآفرین در زندگی و دیدگاه الا دارد.
این رمان با استفاده از دو داستان موازی، علاقهمندان را به دنیای پویای عشق، فلسفه، و معنویت میکشاند و نشان میدهد که چگونه آگاهی از ارتباط با عشق میتواند زندگی را بهبود بخشد و به جستجوی آزادی و معنویت هدایت کند.