"ویلای دلگیر" داستان یک جوان هجده ساله است که با خانهای بر دوش به نزدیکی مرز سوئیس میرسد. او ترسهای زیادی را در خود حس کرده و در آیندهای نامشخص مخفیانه فرار میکند. ترس ممکن است از جنگ یا تهدیدهای دیگر باشد. زمانی که به سوئیس نزدیک میشود، این نزدیکی به او آرامش و امنیت فراهم میآورد. او در بین گردشگران تابستانی مخفی میشود و با دو فرد جذاب به نامهای ایوون ژاکه و رنه مینته آشنا میشود. این دو نفر او را به دنیایی از مهمانیها و شبانگاههای پر جشنواره میکشانند. اما زمانی که واقعیت زندگی مجدداً ظاهر میشود، او در این دو نفر همدردی لازم را پیدا نمیکند. "ویلای دلگیر" از موضوعاتی چون از دست رفتن جوانی، هویت و مسائل گذرا به تصویر میکشد.