"خانهی خاموش" داستانی در یک عمارت قدیمی در نزدیکی استانبول است که از دهکده ماهیگیری به یک محل مدرن و پررفتوآمد تبدیل شده است. فاطما، بیوهای سالخورده، انتظار بازدید نوههایش، فاروق، نیلگون، و متین را میکشد. فاطما زندگی زیادی را در این روستا گذرانده و حالا در برابر بیماری مبتلا شده است.
این خانواده دارای افرادی با زمینهها و مسیرهای زندگی مختلف است. فاروق تاریخنگار فاسدی است، نیلگون خواهر احساسی و چپگرا، و متین که علاقهمند به زندگی مدرن و رویای آمریکا است. رجب، خدمتکار و فرزند نامشروع دکتر، به فاطما مراقبت میکند و بین او و فاطما خاطرات مشترک زیادی وجود دارد.
در این داستان، وارد شدن پسرعموی رجب با تمایلات افراطی به جریانات و آشوبهای سیاسی کشور، به داستان ابعاد فراگیرتری میافزاید. "خانهی خاموش" یک رمان مسحورکننده است که تصویر زندگی در ترکیه و مواجهه با مدرنیته را به نمایش میگذارد.