این داستان فلسفی و تخیلی ژوزه ساراماگو با نام "مرگ به صورت یک انسان" یا "مرگ خواهان" (Death with Interruptions) به عنوان یکی از شاهکارهای ادبیات جهان شناخته میشود. داستان اینگونه آغاز میشود که در اولین روز سال جدید، مرگ تصمیم میگیرد دیگر افرادی را نمیراند. این تصمیم نه تنها زندگی افراد را تحت تأثیر قرار میدهد بلکه به تغییرات جزئی و کلان در جوامع و روابط انسانی منجر میشود.
از جانبی، این تصمیم به یک سلسله اقدامات و واکنشهای زنجیرهای منجر میشود؛ مانند افزایش تعداد افراد سالخورده که به دلیل بیماری و صدمات به مرگ نزدیک میشوند، متوقف شدن صنعت کفن و دفن، تحولات در حوزههای پزشکی و بیمه، و ایجاد یک جو جدید از جشن و شادی در جامعه.
در عین حال، این داستان به نقدهای عمیقتری نیز میپردازد؛ به سوالاتی درباره معنا و مرزهای زندگی و مرگ، عشق و رابطههای انسانی. ساراماگو با سبک خود، طنز و نگاهی تلخ به مسائل اجتماعی و انسانی پرداخته و خواننده را به تفکر و تأمل درباره زندگی و مرگ و ارتباطات انسانی وارد میکند.