جاس با خانواده کشاورز متعهد خود در روستایی در هلند زندگی می کند. یک روز زمستانی، برادر بزرگترش به یک سفر اسکیت روی یخ می پیوندد. او که از تنها ماندن رنجیده است، التماس انحرافی به خدا می کند. او هرگز بر نمی گردد در حالی که غم و اندوه مزرعه را فرا می گیرد، جاس تسلیم گردابی از فانتزی های آزاردهنده می شود، و مشاهده می کند که خانواده اش در تاریکی متلاشی می شوند که تهدید می کند همه آنها را از مسیر خارج کند.
اولین رمان ماریکه لوکاس رینولد، یک حس پرفروش در هلند توسط شاعر جوان برنده جایزه، همه چیز را آشکار می کند. این دنیایی از زبان است که شبیه هیچ دنیای دیگری نیست، که ترجمه خیره کننده میشل هاچیسون با تمام زیبایی وحشیانه و خشونت آمیز آن را به تصویر می کشد. مملو از تصاویر فراموش نشدنی - احشایی، خام، سورئال – غم عصر یک تجربه خواندن رادیکال است که شما را برای همیشه تغییر خواهد داد.