در رمان "ننامیدنی"، ساموئل بکت با ساختار مونولوگهایی از هم گسیخته و مجزا، یک شخصیت بی نام و نشان را به تصویر میکشد. داستان به هیچ موضوع خاصی متمرکز نشده است و از طریق مونولوگهای شخصیت اصلی، ابهامی درباره واقعیت دیگر شخصیتها ایجاد میشود؛ چرا که نمیتوان به طور قطع و مشخص اظهار کرد که آیا آنها واقعی هستند یا فقط تخیلات و خلق شدهاند. شخصیت اصلی ننامیدنی، خود را خالق دو کتاب دیگر از سهگانه بکت معرفی میکند.
داستان ننامیدنی از تلفیق خاطرات و تخیلات هستیگرایانه ی راوی تشکیل شده است. بسیاری از این خاطرات و تخیلات به نظر میرسد که زبانی که راوی از آن استفاده میکند، او را ساخته و شکل داده است. سایر شخصیتها در داستان، به عنوان شنوندههایی منفعل نقش میبازند و گاهاً دلیل شروع مکالمات هستند. لحن راوی در طول رمان، پر از ناامیدی و مستأصل باقی مانده است و جملات او بیشتر به شکلدهی جملاتی بلند و طولانی میپردازند.
رمان با جمله "نمیتوانم ادامه دهم، ادامه خواهم داد." به پایان میرسد که بعدها به عنوان نام کتاب مجموعه آثار بکت انتخاب شد. "ننامیدنی" در سال 1953 منتشر شد و سومین و آخرین اثر از رمانهای سهگانه بکت است که با "مالوی" آغاز شد و با "مالون میمیرد" ادامه یافت.