این رمان با خاطرات خوش کودکی راوی آغاز میشود. مارسل، شخصیت اصلی رمان، در جستجوی زمان از دست رفته است و در طول داستان، زندگی خود و شخصیتهای مختلف را به تفصیل شرح میدهد. این شخصیتها شامل شارلز سوان و رابطه او با فاحشهای به نام اودت، دختر این دو به نام گیلبرت سوان (معشوقه مارسل)، خانواده اشرافی گرمانتس، که شامل بارون دو شارلس و پسرعمویش رابرت و آلبرتین میشود.
زندگی مارسل آینهای است که جهان نمایی از طیف گستردهای از نادانیها و بیچارگیهای انسانها را به تصویر میکشد. او در طول داستان با مسائل انسانی و تعارضات ذهنی مختلف مواجه میشود. هنگامی که او به مرحلهای از افت و نیاامیدی میرسد و زمان را از دست داده میپندارد، در نهایت در یک مهمانی پس از جنگ، حوادثی باعث میشود که او زمان را به دست آورده و اهمیت و زیبایی زندگی را درک کند.
راوی، که به دنبال یافتن زمان از دست رفته است، با ترکیب و تبدیل حقایق و تجربیات مختلف، به یک فهم نهانی و ارتباط جهانی عمیقتر میرسد. این داستان به تبدیل مفهوم زمان و اهمیت زندگی پرداخته و مارسل با نوشتن رمانش، با زمان مرگ خود به مسابقه میپردازد. او با انتخاب، ترکیب و تغییر حقایق، پیوستگی نهانی را آشکار میسازد و نشان میدهد که چگونه همه چیز در کنار هم میتواند به یک مفهوم جهانی بزرگتر برسد.