"وصیتنامهی فرانسوی" داستان آندره را به تصویر میکشد، جوانی که در هر تابستان به دیدار مادربزرگ گرامیاش، شارلوت لمونیه، میرود. شارلوت با دستخطهای زندگی در یک دهکده روستایی در روسیه، نه تنها نسل جوان خود بلکه افراد جوان دیگر از دهکده را نیز درگیر خود میکند. این داستان به زیبایی و شگفتی از طریق داستانهای متعدد، از دیدار بازی تنیس پروست گرفته تا بازدید تزار نیکولاس دوم از پاریس و حتی مرگ فلیکس فوره، رئیسجمهور فرانسه، پیچیده و گسترده میشود. آندره از مادربزرگ خود، که موجود مرموزی است، دربارهی روسیه و زندگی، درسهای جدیدی میآموزد.
ترکیب شوق آندره برای شنیدن داستانها، افشاگری از رازها و درک از آرزوهای نهان مادربزرگش، داستان را پیچیده و پویا میکند. این اثر، تصویر واضح و زندهای از دوران کودکی آندره ارائه میدهد و در کنار تجربهی یک روسیه رویایی، به نقدی از زندگی و مسیر فرانسه او نیز میپردازد. "وصیتنامهی فرانسوی" با حماسه، اشتیاق، درد و رنج، تجربیات فراوانی را در خود جای داده و تمام ابعاد زندگی آندره را با زیبایی به تصویر میکشد.