هیلا، دختری جسور و پرشور است که همراه مادر و پسرعمویش برای ادامه ی طرح پزشکی به روستایی دورافتاده می رود و قرار است بعد از اتمام طرح به خواست خانواده اش با پسرعمویش ازدواج کند؛ اما شاهو اخوان، پسر یکی از بزرگان روستا، این معادله را بهم می زند! شاهویی که از همان نگاه اول عاشق هیلا می شود، ولی نمی تواند در دل این دختر سرسخت نفوذ کند... تا اینکه در جریان یک درگیری، برادر شاهو به دست پسرعموی هیلا کشته می شود و شاهو تصمیم می گیرد خون را با خون پاسخ دهد، اما مردم روستا از او می خواهند سنتی قدیمی و خوفناک را اجرا کند، سنتی که هیلا را قربانی می کند و شاهو را به آرزویش می رساند...