انتشارات مرکز منتشر کرد: یک روز زیبای تابستانی، مردی سالخورده، مهاجری روس، در محوطه ی بیرونی رستورانی پر از مهمان در شهری کوچک در اروپای غربی می میرد.ویرین، میهمان همیشگی، یا طبق نام ثبت شده در گذرنامه، آقای میخالسکی، عادت دارد همیشه طوری وسط مهمانان دیگر رستوران، با صدای کارد و چنگال هاشان بنشیند که کسی متوجهش نشود. اما در این روز خاص، داخل رستوران تقریباً پر بود و تنها جای خالی بیرون آن در انتهای تراس، در کنار درختی پر از شاخه و برگ بود.نیشی ناگهانی، گویی زنبوری او را گزیده است، ویرین را وادار می کند با کف دست به طور غیرارادی به گردن خود بزند. وقتی بر می گردد، مردی را می بیند که سوار اتومبیلی با پلاک خارجی می شود. خیلی زود مجبور می شود بپذیرد که در دامی افتاده است که از آن می ترسید: دستان دراز دستگاه اطلاعاتی روسیه سرانجام پس از تقریباً سی سال به خائن تبعیدی رسیده است.غیر قابل ردیابی (نیوفایت) هم داستانی هیجان انگیز و هم قطعه ای از تاریخ معاصر روسیه است، نوشته ی یکی از جالب ترین نویسندگان روسی معاصر. سرگئی لبدف درباره گذشته نمی نویسد، بلکه درباره امروز می نویسد.سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۵فروشگاه اینترنتی 30بوک