انتشارات واج منتشر کرد: ـ دلم بدجوري هواي شمال كرده... هواي دريا... جنگل ابري و مه گرفته و قطرات نم نم باروني كه تن داغ آدمو خنك مي كنه. دلم مي خواست كنار دريا توي ساحل روي ماسه هاي خيس يك تل بزرگ آتيش درست مي كردم و بعد مي نشستم كنارش و به سوسوي چراغ هاي كشتي هايي كه از اون دوردورا رد مي شدن زل مي زدم.دلم مي خواست محمد صالح علا با صداي گرمش از راديوی محترم پيام به یکان یکان شنونده ها مي گفت سلام به همراهان جان و بعد در اون حالت سرخوشي و كيف، يكي از ترانه هاي خودشو مي خوند...می خوند «روی ماه دستمال نم دار می کشم»دلم مي خواست تو شومينۀ سنگي يك كلبه، وسط جنگل هاي انبوه و مه گرفته كنده مي گذاشتم و بعد مي نشستم و جرق جروق شعله هاشو مي ديدم.فروشگاه اینترنتی 30بوک