انتشارات واج منتشر کرد: جان اقاقی از تشنگی سوخت،با عطر سوختهعفیف توگنجشگکان معصومآسمان راتا فلقتا جادوی روشن آفتاب می شکافند.آیا تو نیستی که می شکوفی؟در آخرین شهادت شمع و بیداریدر زخم خیس سکوتآیا نمی شنویاز بلوغ مجروح سکوتمنارنج های رنج بار می فشاند؟این ضمیر خاموش تاریخ ماستکه می روید از نواز مهر از نوراز شور و شعور از نوراز عمق دردناک و ملتهبعمیق ترین حماسۀ زخم های تواز باور پولادین ایمان توبا کوه می گویمدر بازوان ستبر او می گویمزخمی برشته و سرخ از آفتاب راباور کن زمین از جفای آدم ها می لرزدنه از سستی مهر دی ماه.فروشگاه اینترنتی 30بوک