انتشارات شانی منتشر کرد: کتان در دوکدانگنجشک بر ترقوه بگذارمو در دوششِ ماهکودکان خیزرانی ام رالالا شوم..با یکی دست ها چپان و دیگری گهوارهچطور هسته ی شفتالو رااز چشمم در آورم ودر چین پیشانی پدر بکارم؟بادها بی جنبش اندو صورت های بی دهاناز تنبور بر می خیزندصدایم را با سیم و تفنگ گره می کنمو چَک چَک زنان بیرون ریخته از یخن رادر بارانِ شینه گمکه زراد خانه ایست گلویمو این آوای مشبکاز تلاقی گلوله هاستبوی اَنجرک می آید؟یا برادر باریک بینم از مرز؟یا سایه ی قشلاق و اژدر در هم آمیخته؟در خوابِ خواب برده ی کودکان رابخوابانم عصربریزم لاژورد در پاتیلاستخوان جهود، پوتین عسکرو کُرک سلطانکه اَلو نگیرد دل مادربشویم وطن راچون پیراهنی_کو چهار اسبه ی ساحره بر آب ها؟فروشگاه اینترنتی 30بوک