انتشارات پایتخت منتشر کرد : اتوبوس به ترمینال رسید برف بند آمده بود و مسافران هر کدام چمدان هایشان را از شاگرد شوفر تحویل می گرفتند آخرین نفر که کفشهایش در میان برف فرود آمد بابک بود؛ ساعت یک بامداد را نشان می داد و بخار از دهان مسافرانی که داشتند بر سر کرایه با شوفرها چانه می زدند در می آمد آقا کمال به محمد حرفهایی را گوشزد کرد و قرار و مداری با هم گذاشتند و آن وقت به سمت بابک آمد فروشگاه اینترنتی 30بوک