انتشارات آثار برتر منتشر کرد :با رنگی پریده و پاهایی سست فکر خیانت دوباره ساناز به مغز متلاطمش خطور کرد. کاوه شتابان و عصبی به طرفش هجوم آورد و اولین سوالی که پرسید این بود که کیانا کجاست؟ ساناز که مغشول درآوردن گیره از موی طلایی رنگش بود با خونسردی گفت: با فرهاده. فرهاد گفت تا يك ساعت دیگه میچرخن بعد می رسونش. کاوه خشمگین فریاد کشید: دختر منو با يك ولگرد رها کردی؟ اونم تو این کشور غریب؟ ساناز وای به حالت اگر بلایی سرش بیاد بادستای خودم میکشمت. ببین کاوه. تو حقی به گردن کیانا نداری، چون کیانا به تو تعلق نداره!کیانا متعلق به من و فرهاده.یعنی کیانا دختر من و فرهاده نه دختر تو!فروشگاه اینترنتی 30 بوک