انتشارات آنيما منتشر کرد :صبر... چه واژه ی غریبی، بدون تو باید صبر می کردم. چند سال؟ چقدر طول می کشد تا آن روز برسد که چشم ببندم، تنم سرد شود، و آن روز تو نیستی. تو کسی بودی که زودتر می رود. کسی که می رود پشت سرش صدای گریه ای می شنود؛ و آن کس که می ماند به رنجی عظیم مبتلا خواهد شد.مش خداداد در گوشم گفت: اشک چشمت را پاک کن. خوبیت ندارد مردی به سن و سال تو گریه کند.و بدون تو من اگر گریه نمی کردم، چه می کردم؟هر کتاب خوب یک چراغ روشن است.فروشگاه اینترنتی 30 بوک