انتشارات شالگردن منتشر کرد :سریع به خانه برگشت. احساس ترس و خشم می کرد. چندبار دست هایش را به هم مالید و خون را وادار به جریان در رگ هایش کرد. بدون این که غذا را بچشد به آن نمک پاشید و با عجله ظرف های کثیف را شست. آرزو می کرد کاش در آن لحظه همه ی ظرف های داخل کابینت ها کثیف بودند و او کلی کار برای انجام دادن و یک بهانه برای بیرون نرفتن از آشپزخانه داشت.فروشگاه اینترنتی 30 بوک