انتشارات سرگیس منتشر کرد :مدتی بود که نرگس میخواست در ارتباط با صحبت های ناهید سخن بگوید؛ اما واقعا گیج شده و نمیدانست چه گونه شروع کند. البته از همان روزی که در حوادث تلخ و فراموش نشدنی صائین قلعه از کاروان آشوری ها و خانواده جدا افتاد و سرنوشت او را در سر راه سلیمان قرار داد همیشه به فرار فکر کرده بود؛ چهار، پنج سال اول کاملا از خانواده و هم زبانان خود بیخبر بود و همین بی خبری، اراده او را برای فرار سست می نمود و از طرف دیگر مطمئن نبود که بعد از آن همه حوادث تلخ و درگیری های خونین که برای کاروان آشوری های در مسیر کوچ ناخواسته به وقوع پیوست آیا کسی از خانواده و فامیل او زنده مانده باشد.فروشگاه اینترنتی 30بوک