انتشارات صاد منتشر کرد : ساعت از نیمه شب گذشته بود که الیاس با صدای زنگ تلفن از خواب می پرد. با چشم نیمه باز دست می برد؛ گوشی را برداشته و می چسباند به گوشش«الووو.....وووو.صدای نفسهای نامرتبی می شنود چند ثانیه بعد هق هق گریه های الناز توی سرش می پیچد. زبانش توی دهان نمی چرخد. قلبش نیش می زند. با خودش فکر می کند لابد الناز هم مریض شده است اخبار دم به دم اوضاع آمریکا را بدتر از قبل گزارش می دهد! سر و بدنش به لرزه می افتد انگار موشکی کنارش فرود می آید.فروشگاه اینترنتی 30بوک