نمایشنامه ی «ناکجاآباد»(No Man’s Land) از مهم ترین آثار هارولد پینتر، نویسنده و نمایشنامه نویس برجسته ی انگلیسی است که در سال ۱۹۷۵ نوشته شد. این اثر تلفیقی از طنز تلخ، فلسفه، و کابوس های ذهنی است و گفت وگوهای عمیق آن، مرز میان واقعیت و خیال را در ذهن مخاطب به هم می ریزد. داستان در خانه ای قدیمی در لندن می گذرد، جایی که دو مرد میان سال -هارست و اسپونر- پس از دیداری تصادفی در میخانه، شبی طولانی را به گفت وگو می گذرانند. در طول شب، نوشیدنی ها زیاد می شود، خاطره ها درمی آمیزند و معلوم نیست کدام روایت حقیقت دارد. در ادامه دو مرد جوان تر (که ممکن است خدمتکار یا مراقب هارست باشند) وارد ماجرا می شوند و فضای مبهم نمایش را بیش از پیش تیره می کنند. پینتر در «ناکجاآباد» با زبان موجز و سکوت های معنادارش، تنهایی، فراموشی و تلاش انسان برای حفظ هویت در جهانی بی ثبات را بررسی می کند. ناکجاآباد در واقع استعاره ای است از فضای ذهن انسان؛ جایی میان خواب و بیداری، میان گذشته و حال، که هیچ چیز در آن قطعیت ندارد. این نمایش نامه از مهم ترین آثار دوره ی میانی پینتر به شمار می آید و به خاطر ساختار دوپهلو، گفت وگوهای پرابهام و زیرمتن های فلسفی اش، همواره یکی از چالش برانگیزترین آثار او برای کارگردانان و بازیگران بوده است. «ناکجاآباد» در عین سادگی ظاهری، لایه هایی از اضطراب، پوچی و نیاز به ارتباط انسانی را آشکار می کند. نمایشنامه ای که خواننده را به پرسشی بنیادین می رساند: آیا واقعاً از دنیای بیرون فاصله گرفته ایم، یا همیشه در ناکجاآبادی درونی سرگردانیم؟