«بگذار فکر کنند مرده ام» اثری تأثیرگذار از احمد کالواز است که با نثری ساده و حقیقی، موضوع مهاجرت و رؤیای فوتبال را به تصویر می کشد. داستان درباره ی کوناندی، پسری نوجوان از مالی است که از همان کودکی عاشق فوتبال بوده و در زمین های خاکی کنار رود نیجر با دوستانش توپ را دنبال می کرده. مانند خیلی از نوجوانان دیگر در روستا، رؤیای او تبدیل شدن به یک ستاره ی فوتبال در اروپا است. یک روز، یک مربی/دلال ایتالیایی با کت وشلوار تمیز به ساحل نیجر می آید و قول می دهد که او را به باشگاه های بزرگ اروپا مثل اینترمیلان یا مارسی معرفی کند. خانواده ی کوناندی که امید زیادی به آینده ی پسرشان دارند، برای جلب کمک مالی به سرمایه گذاری در این رؤیا دست می زنند و با جمع آوری پول از طریق «تنتین» (یک صندوق جمعی محلی)، مبلغ لازم را فراهم می کنند. اما پس از رسیدن به فرانسه، واقعیت سخت و دردناک ماجرا برای کوناندی و چند نوجوان دیگر آشکار می شود: آن ها گرفتار یک شبکه ی کلاهبرداری شده اند. پاسپورت آن ها گرفته می شود، وعده های بزرگ نادیده گرفته می شود و این جوانان در حومه ی پاریس با پول اندک، بدون مدارک و در شرایط سخت رها می شوند. رمان تصویری واقعی و تلخ از یکی از زشتی های پنهان «بیزینس فوتبال» ارائه می دهد؛ دنیایی که برای هزاران نوجوان آفریقایی به جای فرصت، به دام و ناامیدی تبدیل می شود. کالواز با پرداختی انسانی و اجتماعی، خواننده را به تأمل درباره ی ارزش رؤیاها، هزینه ی اجتماعی مهاجرت و حقیقت پشت وعده های دروغین دعوت می کند.