در شهری غبارآلود، در میان انسان هایی که حتی سایه ی خود را گم کرده اند، ژان -پیِر مارتینه با نثری گزنده و شاعرانه جهانی می سازد از تنهایی و خستگی و فروپاشی آرام انسان ها. سایه ی جنگل ها داستان چند شخصیت است؛ زنی سرگردان، نویسنده ای شکست خورده، بازمانده ای از فاجعه، و مردی که از زباله ها زندگی تازه ای می سازد. هرکدام در مسیری بی انتها میان واقعیت و هذیان حرکت می کنند، در شهری که هیچ پناهی برایشان ندارد. مارتینه با نگاهی تلخ و درعین حال عمیقا انسانی، از آدم هایی می نویسد که در دل تاریکی، بی هیاهو به سمت خاموشی می روند؛ نه در فریاد، که در نوعی پذیرش آرام و دردناک. پایان این رمان، نه امید است و نه ناامیدی، بلکه وقوفی است بر بی معنایی مطلقِ زیستن و درعین حال، بر زیبایی شکننده ی آن. رمانی کوتاه اما پرقدرت، آمیخته با طنزی سیاه و نوری کم رمق، که نویسنده را در جایگاه یکی از صداهای منحصربه فرد ادبیات فرانسه ی قرن بیستم تثبیت می کند. ژان-پیر مارتینه زاده ی ۱۹۴۴ در فرانسه نویسنده ی رمان و داستان کوتاه بود و سبکش به سیاهی مطلق و بدبینی عمیق شهرت داشت. شاید پربیراه نباشد اگر نثر او را نزدیک به نثر سلین نویسنده ی شهیر فرانسوی بدانیم. پدرش استاد زبان اسپانیایی بود که خیلی زود درگذشت و مادرش را با سه کودک تنها گذاشت؛ دو تا از آن ها عقب مانده ی ذهنی بودند و خود مادر نیز در آستانه ی جنون بود. مارتینه پس از انتشار نخستین رمانش ژروم دکه ی روزنامه فروشی کوچکی خرید که با ورشکستگی مواجه شد. با وجود اعلام کناره گیری از ادبیات، دو رمان دیگر نیز منتشر کرد، یکی در ۱۹۸۶ (آنان که راه به جایی نمی برند) و دیگری در ۱۹۸۷ (سایه ی جنگل ها). هم زمان با نویسندگی به الکل اعتیاد پیدا کرد و در ژانویه ی ۱۹۹۳ در ۴۸ سالگی در فقر و انزوا درگذشت. از سال ۲۰۰۶ آثار او از نو کشف و منتشر شد و کتاب هایش دست مایه ی پژوهش ها و پایاننامه های دانشگاهی در فرانسه و سوئیس قرار گرفت.