«او خود را برای نبرد آماده کرده بود، ولی حالا با میدان جنگی متروکه مواجه بود. دشمن او نه دشمنی زنده، بلکه نبود دشمن بود و داشت او را وادار می کرد که سلاحش را زمین بگذارد...» اکثرا از فاجعه و وقوع آن دم می زنند ولی کمتر کسی از فردای روز فاجعه صحبت می کند. چگونه می توان پس از وقوع فاجعه زندگی کرد؟ و این دقیقا سوالی است که در پی آن شخصیت «کمیسر» داستان شکل گرفته است و در گذشته ی شهری بی نام و نشان پرسه می زند تا بلکه جوابی بیابد. این سوال را کسی مطرح کرده که از دل فاجعه جان سالم به در برد و نه تنها با این کتاب، بلکه با دیگر کتاب هایش نیز به دنبال جواب همه جا پرسه زد. و دستاورد این پرسه ها به نوبل ادبیات ختم شد و این شخص کسی نیست جز ایمره کرتس.