«خانه های خالی» رمانی از برندا ناوارو است که سال ۲۰۱۹ منتشر شده و تاکنون به بیش از ده زبان ترجمه شده است؛ کتاب داستان دو زن را روایت می کند که هیچ کدام مادرشدن را نخواسته اند. یکی از آن ها پسرش را در پارک گم می کند. دیگری پسری را از یک مهمانی می دزدد تا مادر شود. اما نقطه ی اشتراک هر دو، نه در گم کردن یا دزدیدن، که در ناتوانی از عشق ورزیدن به شکلی است که جامعه از آن ها انتظار دارد. راوی اول مدام تکرار می کند: «نفس بکش، نفس بکش، نفس بکش.» گویی زندگی چیزی نیست جز تلاش برای زنده ماندن. راوی دوم پس از سقط جنین ناخواسته، از پرستاران بیمارستان لقب «قاتل» می گیرد. ناوارو در فرم هم جسورانه عمل کرده است. او تمام نشانه های مرسوم دیالوگ نویسی را حذف کرده. نه خبری از گیومه است، نه خط تیره. مرز میان آنچه شخصیت فکر می کند و آنچه می گوید، محو شده است. خواننده هرگز مطمئن نیست که راوی با خودش حرف می زند، با ما حرف می زند، یا با خدایی که جواب نمی دهد. این سبک، که در ابتدا گیج کننده به نظر می رسد، خیلی زود به تجربه ای غرق کننده تبدیل می شود. شما دیگر از بیرون به شخصیت نگاه نمی کنید. شما درون سر او هستید. همان جایی که فکرها بی وقفه می چرخند، تکرار می شوند، گره می خورند و باز می شوند، بی آنکه کسی قرار باشد نجاتتان دهد. ترجمه ی میعاد بانکی این فضا را به خوبی به فارسی منتقل کرده و نثر او خشونت و ضرب آهنگ نفس گیر متن اصلی را حفظ کرده است. نشر طرح نقد این کتاب را منتشر کرده است. «خانه های خالی» برای کسانی است که از روایت های کلیشه ای درباره ی مادری خسته شده اند. برای کسانی که می دانند زن بودن و مادربودن یکی نیست. برای کسانی که حوصله ی تقلاهای شعاری و پایان های خوش اجباری را ندارند.