علمِ منطقِ هگل در هگل پژوهی کم تر از پدیدارشناسیِ روح او محلِ توجه بوده است، اما خودِ هگل آن را عالی ترین دستاوردِ فلسفیِ خویش و پشتوانه ی نظام اش می دانست. در کتابِ حاضر بر این دشوارترین اثرِ منتشرشده ی هگل تمرکز شده است. بئاتریس لونگونس تحلیلی دقیق از مسائلِ اصلیِ پیرامونِ این اثر به دست می دهد، از جمله بحث هایی درباره ی مرادِ هگل از «منطقِ دیالکتیکی»، نقش و معنای «تناقض» در فلسفه ی هگل و توجیهِ هگل برای این مدعای مناقشه برانگیز که «امرِ عقلانی بالفعل است، امرِ بالفعل عقلانی است». لونگونس هم دِین هگل به کانت و هم واکنشِ جدلی اش به او را ارزیابی می کند و به تفصیل نشان می دهد که چگونه پروژه ی منطقِ «دیالکتیکیِ» هگل را تنها در پرتوِ رابطه ی آن با منطقِ «استعلاییِ» کانت می توان درک کرد. این کتاب برای کسانی که به فلسفه ی هگل و تأثیرِ آن بر مباحثِ فلسفیِ معاصر علاقه مندند بسیار سودمند خواهد بود.