یکی از مهم ترین استدلال هایی که در فلسفه ی دین معاصر به نفع خداباوری عرضه شده، تعمیم اعتبارِ معرفتیِ تجربه ی حسی به تجربه ی مفروضِ خدا است. این استدلال مورد انتقادهایی قرار گرفته که مهم ترین آن ها «تبیین مادّی» و «تنوع فرهنگی» این تجربه است. نقطه ی پیوند این دو انتقاد ارجاع تجربه ی خدا به ذهن انسان ها است که از سویی چنین تجربه هایی را به فرایندهای عصب زیستی در مغز تحویل می برد و از سوی دیگر آن ها را بازتاب تجربه های زیسته ی فردِ صاحب تجربه در دین، فرهنگ و جامعه اش می انگارد. کتاب پیش رو با طرح موضوع «تجربه ی خدا» در حوزه ی علوم شناختی، و به ویژه فلسفه ی ذهن و زبان شناسی، می کوشد فهم تازه ای از مادیّت و فرهنگ مندی تجربه ی خدا عرضه کند و تبیین بهتری از ویژگی مادّی این تجربه و تنوع فرهنگی آن به دست دهد. بدین قصد، نویسنده با اتکا به «طبیعت گرایی زیست شناختی» و «طرحواره ی تصویری»، تجربه ی خدا و زبان های بازنماینده ی آن را در چهارچوب «آگاهی» و «استعاره» توضیح می دهد و واقعیت و تکثر آن ها را با استناد به هماهنگی های دو نظریه در باب ذهن و زبان تبیین می کند.