با چشم باز بخواب رمانی ترسناک و روان شناختی ست پر از تعلیق، رمزوراز و هراس، نوشته ی جی. اچ. مارکرت؛ نویسنده ای که به توانایی اش در ترکیبِ واقعیت روزمره با ترس های پنهان و کابوس وار شناخته می شود. این کتاب نخستین رمان ترجمه شده ی او به زبان فارسی است. مارکرت در این کتاب بار دیگر نشان می دهد چطور می توان از دل موقعیت های عادی، فضایی ساخت که خواننده را تا مرز اضطراب و فروپاشی پیش ببرد. او با نثری پرکشش و ضرباهنگی تند، دنیایی خلق می کند آن قدر ناامن و رعب آور، که باید در آن با چشمان باز خوابید. هفده سال پیش، قاتلی سریالی در لباس یک کشیش، افراد آسیب پذیر جامعه را شکار می کرد و به قتل می رساند. رسانه ها به او لقب «پدر خاموش» دادند، چون از لحظه ی دستگیری تا روز اعدام حتی یک کلمه بر زبان نیاورد. حالا روز اعدام او فرا رسیده، اما درست صبح فردای آن روز، کارآگاه «تس کلیبورن» تلفنی مرموز دریافت می کند: شخصی ناشناس که خود را «مطرود» معرفی می کند، مدعی است کارآگاه اصلی پرونده ی پدر خاموش را کشته است. تس که همواره با گذشته ی خونین این پرونده و زخم های کودکی اش درگیر بوده، باید با قاتلی تازه روبه رو شود؛ قاتلی که گویا قصد دارد میراث شوم «پدر خاموش» را ادامه دهد.