آغاز آدمکش کور با این لغات ساده و واضح است: ده روز پس از پایان جنگ، خواهرم لارا از یک پل به پایین افتاد، این را آیریس بازگو میکند. او توصیف میکند که پس از مرگ لارا، گزارشی استنطاقی تدوین شده است که فوت او را اعلان میکند. با امید به پیگیری داستان لارا، خواننده با وارد شدن به داستان، با یک رمان داخل رمان روبرو میشود. داستان علمی تخیلی، توسط دو عاشق بینام و معشوق آغاز میشود و زمانی که به زندگی آیریس باز میگردیم، ما شاهد یک مقاله از یک روزنامه در سال 1947 هستیم. این مقاله به کشف یک قایق بادبانی میپردازد که جسد شوهر آیریس را حمل میکند. آتوود با ترکیب عناصر مختلف، دنیایی خلاق و مفهومی را خلق میکند که تاثیرگذاری فراموشنشدنی را به همراه دارد.