"اتللو" یکی از معروفترین و برجستهترین آثار ویلیام شکسپیر است که به عنوان یک تراژدی مشهور شده است. این نمایشنامه تحت عنوان کامل "اتللو، موره ونیزی" نیز شناخته میشود. داستان در شهر ونیز ایتالیا اتفاق میافتد و موضوعاتی چون عشق، حسادت، خیانت، و نژاد را به تصویر میکشد.
اتللو، فرمانده موره (نژاد مشخصی که در آن زمان در ایتالیا وجود داشت)، عاشق دزدمونا، یک بانوی ونیزی میشود. اما حیله و توطئههای ایاگو، دوست صمیمی اتللو، باعث میشود که اتللو به اشتباه به اوتلت (نژادی که در آن زمان در ایتالیا محبوبتر بود) متهم شود. این اتفاق به یک دامنه از حقد و انتقام منجر میشود که به ویرانی و مرگ نهایی اتللو و دزدمونا منجر میشود.
عناصر نژادی در این نمایشنامه، از تأثیرگذارترین جنبهها برای مخاطبان بوده و نشاندهنده تضادهای اجتماعی آن دوره میباشد. دزدمونا به دلیل تفاوتهای نژادی با اتللو با مشکلات متعددی روبهرو میشود. ایاگو، با حسادت و نفرت از اتللو، دینامیک تراژدی را در حرکت میآورد و نقش اصلی در نابودی شخصیتهای اصلی دارد.
این اثر، علاوه بر بررسی مسائل اجتماعی، عواطف انسانی و تأثیر نژاد بر ارتباطات انسانی را نیز به تصویر میکشد.