"دختری که رهایش کردی" نوشتهی جوجو مویز، رمانی عاشقانه است که نخستین بار در سال 2012 به چاپ رسید. داستان از آغاز قرن بیستم در کشور فرانسه آغاز میشود، زمانی که هنرمندی به نام ادوارد، همسر خود سوفی را ترک میکند و به جبهههای جنگ جهانی اول میپیوندد. شهر کوچک آنها در اواسط جنگ جهانی اول به دست آلمان میافتد و تصویر چهرهی سوفی که ادوارد آن را کشیده، توجه یکی از فرماندهان آلمانی را به خود جلب میکند.
سوفی، که خود را در مخمصهای بزرگ میبیند، حاضر است همه چیز خود، از جمله خانواده، آبرو و حتی زندگیاش را به خطر بیاندازد تا دوباره همسرش ادوارد را ملاقات کند. حدود صد سال بعد، مردی اندکی قبل از مرگ ناگهانیاش، تصویر چهرهی سوفی را به همسر خود، لیو هالستون میدهد. این اتفاق باعث آشکار شدن ارزش واقعی این نقاشی میشود و منازعهای بر سر این که چه کسی حقیقتاً صاحب برحق این نقاشی است، شکل میگیرد. در جریان این منازعه، تمامی عقاید و باورهای لیو به چالش کشیده میشوند.