"تاریخ" نوشتهی الزا مورانته یک رمان است که نخستین بار در سال 1974 منتشر شد. این رمان حوالی سی سال پس از زمانی نوشته شد که الزا مورانته و آلبرتو موراویا، یک سال را به صورت پنهانی در روستاهای دوردست کوههای جنوب رم سپری کردند. مورانته در این مدت شاهد تأثیرات جنگ بود و تصمیم گرفت در رمان "تاریخ"، تأثیر تاریخ و رویدادهای بزرگ سیاسی بر زندگی مردم عادی و آسیبپذیر را توضیح دهد.
کاراکتر اصلی این رمان، معلمی به نام ایدا مانکوسو است که شوهرش کشته شده و پسر نوجوانش نیز جنگ را همانند یک بازی میبیند. طی داستان، ایدا با یک سرباز آلمانی که در راه به سمت شمال آفریقا قرار دارد، روبرو میشود و این رویداد زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد.
"تاریخ" با تمرکز بر زندگی فردی در کنار پسزمینههای تاریخی، به خواننده یک دیدگاه شخصی و عمیق دربارهٔ تأثیر تاریخ و سیاق جنگ بر زندگی انسانها ارائه میدهد.