"راه" یک رمان اثر نجیب محفوظ است که در سال 1964 منتشر شد. داستان این کتاب درگیر زندگی صابر، پسر خوشگذران و نازپروردهی باسیما، میشود. ورشکستگی مالی باعث مرگ باسیما میشود و این اتفاق باعث میشود صابر در وضعیت بدی قرار گیرد و زندگی آسان و نیکویی که داشته است، را از دست بدهد.
صابر تصمیم میگیرد طبق آخرین خواستههای مادرش و به دنبال پدر گمشدهاش برود. او امیدوار است با یافتن پدر، زندگی خود را به حالت پیشین بازگرداند. در این راه، صابر به اسکندریه میرود و در یک روزنامهی محلی آگهی برای یافتن پدرش میدهد. این سفر و جستجوهای صابر باعث میشود وی با دو زن، یعنی الهام و کریمه، درگیر روابط پیچیده و پنهانی شود. الهام، دختر مهربان و سادهلوحی است که در دفتر آگهیهای روزنامه کار میکند و عاشق صابر میشود، در حالی که کریمه همسر سالخوردهی صابر، زنی حیلهگر است.