"همه چیز همه چیز"، اثری زیبا و انسانی از نویسنده آمریکایی نیکولا یون، داستانی تلخ و دلنشین در آغوش بیماری و محدودیتهای زندگی است. در این رمان، شخصیت اصلی، مَدی، با بیماری نادر "نقص ایمنی مرکب شدید" دست و پنجه نرم میکند و به خانهای محکم و ایمن بسته شده است.
مَدی، دختر هجده سالهای است که بیماری او او را از جلوههای زیبای بیرون محروم کرده و او را به دنیایی از مادر، پرستار، و کتابهای علمی محدود کرده است. دنیای اطراف مدی از طریق پنجره به وسیلهی مادرش مشاهده میشود. او درگیر تلاشهای زیادی برای حفظ سلامت و ایمنی مدی است.
در یک روز معمولی، خانوادهای جدید به همسایگی مدی میآید و با آنها زندگی کنار هم آغاز میشود. اُلی، پسر این خانواده، به طور اتفاقی با مدی آشنا میشود و این آشنایی تا زمانی که به یک دوستی عمیق تبدیل میشود، تغییراتی بزرگ در زندگی مَدی ایجاد میکند.
داستان "همه چیز همه چیز" نهتنها دربارهی مرگ و بیماری است، بلکه دربارهی زندگی و اراده برای پیدا کردن زیبایی در لحظات سخت نیز میپردازد. نیکولا یون با سبکی زبانی دلنشین و باصفا، خواننده را به دنیای شگفتانگیز و در عین حال دشوار مَدی میکشاند. این اثر یک تجربهٔ حسی و عاطفی عمیق را برای خواننده به ارمغان میآورد و از نظرات مثبت و استقبال گستردهٔ ادبیات معاصر برخوردار است.