"اوهام"، رمانی فلسفی اثر ریچارد باخ، در سال 1977 برجسته شد. داستان این رمان در آسمان ابری بر فراز مزارع ذرت ایلینوی جریان دارد، جایی که یک مرد خلبان به نام ریچارد باخ سرنوشت خود را به دست پروانهی هواپیمای دوبالهاش میسپارد. او، در دل آسمان، به دنبال کشف حقایق کهنه است که میتوانند پرواز و ارتقاء روح آدمی را فراهم کنند.
این داستان بیانگر حقیقتی است که انسان برای اوج گرفتن و پرواز کردن به هواپیما نیاز ندارد. حتی تیرهترین ابرها هم در لحظاتی که ما خودمان را بر فراز آنها میبریم، مفاهیم عمیقی از خود نشان میدهند. و در نهایت، منجیها در زمانها و مکانهای غیرمنتظره و بیشتر از همه در درون خودمان پیدا میشوند.