"غذا، دعا، عشق" نوشتهی الیزابت گیلبرت، شرحی صادقانه و جذاب از مسیر زندگی نویسندهای است که به دنبال یافتن معنی زندگی خود میگردد. الیزابت گیلبرت در آستانهی سی سالگی، دچار بحران میانسالی زودهنگام شد. او هر چیزی که یک زن تحصیل کرده و بلندپرواز آمریکایی باید داشته باشد را داشت: شوهر، خانه و شغلی موفق. اما الیزابت به جای احساس خوشبختی و رضایت، با ترس، اندوه و سردرگمی شدیدی دست و پنجه نرم میکند.
گیلبرت برای خلاصی از این مشکلات و دغدغههای روحی، دست به اقدامی سرنوشتساز میزند. او به منظور فرصت دادن به خود برای فهمیدن اینکه واقعاً چه کسی است و از زندگی چه میخواهد، قید داراییها و متعلقات خود را میزند و از شغلش استعفا میدهد. به تنهایی به سفری به دور دنیا میرود. این سفر تبدیل به یک تجربه منحصر به فرد میشود و در "غذا، دعا، عشق"، گیلبرت با جذابیت و شفافیت، راهنمایی میکند تا چگونه میتوانیم از گرفتاریها و دغدغههای زندگی خود فرار کنیم و به دنبال خودمان و معنی زندگیامان بگردیم.