"لازاروس خندید"، نمایشنامهای اثر نویسنده بزرگ آمریکایی، یوجین اونیل، است که برای اولین بار در سال 1927 منتشر شد. لازاروس، اولین انسانی است که از سرزمین مردگان بازگشته و به همین دلیل، اطرافیانش به دقت و مشتاقانه به حرفهای او گوش میدهند. او بارها و بارها برای مردم توضیح میدهد که مرگی در کار نیست و فقط خندهی ابدی و همیشگی خدا حاکم است. هر چه لازاروس بیشتر میخندد، قویتر و جوانتر میشود و همسرش که به او اطمینان دارد اما دلیل خندههایش را درک نمیکند، ضعیفتر و پیرتر میشود. با پیشروی داستان، اعضای خانوادهی لازاروس را از او جدا میکنند اما او همچنان به خندهی همیشگی خود ادامه میدهد. اما اتفاقات بسیار هولناکتر و بدتری در انتظار لازاروس است. آیا او پس از رویارویی با این اتفاقات مخوف، باز هم به خندهی خود ادامه خواهد داد؟