یکی از خصوصیات نمایش نامه های ساموئل بکت که آنها را به کار نورولوژی نزدیک می کند، شیفتگی اش به پرداختن دقیق و وسواس گونه حرکات و کنشهای پیچیده بدنی و رفتاری شخصیتهای روی صحنه برای نمایاندن ادراک، عواطف، احساسات و ایده های خم خورده شان در زیر نور پروژکتور است، گویی او از طریق حرکات و کنشهای این شخصیت های خاص و غیر معمول کار بدن را به کار مغز و ذهن پیوند میزند.بکت از طریق نشان دادن نقصان و غیاب کنشهای بدنی و زبانی طبیعی است که میخواهد ما را نه تنها با عمق جوهر و ماهیت وجودی بازیگر روی صحنه تئاتر، بلکه با ماهیت وجودی خودش و خودمان نیز آشنا کند. بکت به عبارتی ایده پیوند تن - مغز - ذهن در آگاهی و ساخت اجتماعی را به امکانی در صحنه نمایش تبدیل می کند. شاید به همین دلیل است که اغلب شخصیت های نمایش های بکت به نحوی از حرکات و کنشهای طبیعی بر روی صحنه بازداشته میشوند و در شرایط تراژیک - کمیک بکتی است که موقعیت برای خلق تئاتر غیاب یا نقصان پیش می آید. این وضعیتی است که برای نورولوژیستها که اغلب با نقصان و غیاب کارکردهای طبیعی مغز و سلسله اعصاب روبه رو هستند، مکرر پیش می آید و باید از راه مشاهده و توجه به فرایند حرکتی و کنشی و احساسی در بدن و زبان گفتاری بیماران در پی کشف علت های پنهانش باشند.
(از متن ناشر)