در هشتم نوامبر سال 1940 میلادی (هفدهم آبان 1319 خورشیدی) دو ستوان اساس، به نامهای رومن گاموتا و فرانتس مایر، بهعنوان جاسوس وارد ایران میشوند. کتاب «نبرد مخفی نازیها در ایران» شرح ماجرای این دو جاسوس و شرح عملیات جاسوسی آنها در ایران و فرجام ناموفق این عملیات است.
مایر و گاموتا در ظاهر بهعنوان تاجر به ایران آمدند اما مأموریت اصلیشان عملیات مخفی اطلاعاتی در این کشور بود. آنها از طرف سازمان اسدی به ایران اعزام شده بودند و باید با کسانی از میان صاحبنفوذان و قبایل محلی در ایران ارتباط میگرفتند؛ کسانی که بهنظر میآمد میشود روی کمکشان برای پیشبرد اهداف آلمان نازی حساب کرد.
کتاب «نبرد مخفی نازیها در ایران» اما نه شرح جاسوسبازیهایی از نوع رمانهای جاسوسی، که شخصیت اصلی آنها جاسوسانی هوشمند و تعلیم دیده هستند، بلکه شرح ماجرای یک جاسوسبازی بیبرنامه و اقدامات جاسوسهایی تعلیم ندیده در کشوری است که دو جاسوس کتاب «نبرد مخفی نازیها در ایران» گویی هیچ شناخت دقیقی از آن نداشتهاند و با اطلاعات کم و جستهگریخته و بدون آموزشهای کافی و بدون هیچ برنامۀ مشخصی وارد آن شده بودند و به همین دلیل، عملیاتشان ناکام ماند و به توفیق دست نیافت.
آدریان او. سالیوان در کتاب «نبرد مخفی نازیها در ایران» بر آن است که، ضمن روایت ماجرای گاموتا و مایر در ایران، نشان دهد که چرا عملیات جاسوسی آنها ناکام ماند و آلمان نازی در این زمینه در ایران شکست خورد و نتوانست کاری از پیش ببرد.
کتاب «نبرد مخفی نازیها در ایران» یک پژوهش و روایت تاریخی نقادانه دربارۀ ناکارآمدی سیستم اطلاعاتی آلمان نازی است و دربارۀ اینکه چه ضعفهایی باعث شدند که جاسوسان آلمان نازی در ایران دستاوردی نداشته باشند و عملیاتشان با شکست مواجه شود.
کتاب «نبرد مخفی نازیها در ایران» از مقدمه، رویدادنگاری و گاهشمار وقایعی که در کتاب به آنها پرداخته شده، سرآغازی با عنوان «ماکس و موریتس هویت خود را جعل میکنند»، شانزده فصل و موخرهای با عنوان «ماکس و موریتس خود را متحول میکنند» تشکیل شده است.
(برگرفته از متن ناشر)