"میدلمارچ" (Middlemarch) نوشته جورج الیوت (نام واقعی: مری آن اوگوستا اِوانز)، یکی از شاهکارهای ادبیات انگلیسی است که برای اولین بار در دوره 1871–1872 به چاپ رسید. این رمان یک تحلیل عمیق و جامع از زندگی جمعیت انگلیس در قرن نوزدهم است.
در مرکز داستان، شخصیت اصلی به نام "دوروتیا بروک" قرار دارد. او یک زن هوشمند، آرمانگرا و مستقل است که تلاش میکند در یک جامعهی پیشانینشین، مادیگرا و متخاصم، به هدفهایش برسد. داستان به بررسی ماجراها و رویدادهای زندگی او میپردازد.
همچنین، داستان موازی دکتر جوانی به نام "ترتیوس لیدگیت" را نیز دنبال میکند. او عاشق دختری به نام "روزاموند وینسی" میشود و ازدواج با او، او را به مشکلات و چالشهای زیادی میاندازد.
الیوت در این رمان از شخصیتهای مختلفی استفاده کرده است تا تصویری کامل و چندلایه از زندگی در انگلیس در دوره ی 1830 ارائه دهد. این شخصیتها از لایههای مختلف جامعه به وجود آمدهاند و تفاوتها و مشکلات آن دوره را به تصویر میکشند.
"میدلمارچ" نه تنها به عنوان یک اپوزیسیون نسبت به ادبیات رومانتیک بلکه به عنوان یکی از آثار مهم حقوق زنان و تحلیل عمیق اجتماعی شناخته میشود. این اثر تاثیر زیادی بر ادبیات انگلیسی و جهانی گذاشته و به عنوان یکی از بزرگترین رمانهای رئالیسم ادبیات انگلیسی شناخته میشود.